بالاخره رئیس جمهور به استان ما هم اومد. پنج شنبه نوبت شهری بود که من توش درس می خونم. ما به این خیال دلخوش بودیم که تعطیلمون کنند اما نکردند. ظهر رفتیم تا یه سری وسایلی که می خواستیم رو بخریم. همه ملت توی خیابون بودند و داشتند به سمت محلی می رفتند که قرار بود اونجا سخنرانی باشه. همه خوشحال و خندون با پرچمهایی که مناسب این مراسم بود و روی همه اش عکس رئیس جمهور بود. ما که برگشتیم خوابگاه و از خستگی خوابمون برد. فقط از حضور رئیس جمهور صدای هلی کوپترها به ما رسید که دقیقاْ از کنار خوابگاه رد شد و با چند دور متوالی تمام خوابگاه رو به لرزه درآورد. حالا توصیف و تشریحاتی که بعد از اون درباره این چند تا هلی کوپتر و سخنرانی رئیس جمهور شد بماند. خلاصه اینم شد یه موضوع جدید برای بحث بین بچه های خوابگاه!

دیروز ، جمعه ، اسكيس داشتيم. موضوعش هم اطلاعات گردشگري بود و از اونجايي كه توي دانشگاه ما موضوع اسكيس آخرين مسابقه علمي همين بود ما هم شوخي شوخي همه جا رو پر كرديم كه آره موضوع حتماً همينه. زد و از شانس ما وقتي موضوعات رو دادند ديديم كه بله. اطلاعات گردشگري هست. حالا بچه ها چي پشت سرمون گفتند بماند. ما هم مجبور شديم يه كار نسبتاً الكي تحويل بديم كه يه وقت ملت فكر نكنند ما موضوع رو مي دونستيم و آمادگي داشتيم! سه شنبه نتايج رو اعلام مي كنند.