"قاصدك! هان ، چه خبر آوردي؟

از كجا ، وز كه خبر آوردي؟

خوش خبر باشي ، اما ، اما

گرد بام و درٍ من

بي ثمر مي گردي.

انتظار خبري نيست مرا

نه ز ياري نه ز ديّار و دياري- باري ،

برو آنجا كه ترا منتظرند.

قاصدك!

در دل من همه كورند و كرند

..."

 

پیوست: نمی دونم چرا گفتن بعضی چیزها برام خیلی سخته! مثل اینه که یه کار بزرگ کردم! خیالم راحت شده!!!