شخصی به مرد پارسایی گفت : نظر تو درباره فلان شخص چیست که دیگران درباره او بد می‏گویند؟ گفت : بر ظاهرش عیب نمی‏بینم و در باطنش غیب نمی‏دانم.

هر که را جامه پارسا بینی پارسا دان و نیکبخت انگار

ور ندانی که در نهانش چیست

محتسب را درون خانه چه کار

 .............................................................................................

آورده‏اند که انوشیروان (عادل) را در شکارگاهی صید کباب کردند ونمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بِستان تا رسمی نشود. (یعنی نمک را به بهای روز بخر نه کمتر، تا آیین نادرستی باب نشود و ده خراب نگردد) گفتند: این مقدار کم، چه زیانی در پی دارد؟ گفت: بنیاد ظلم در جهان، اول اندکی بوده است هر که آمد مقداری بر آن افزود تا بدین درجه رسیده است.

اگر ز باغ رعیت مَلِک خورد سیبی برآورند غلامان او درخت از بیخ