ديگه چقدر؟ آخه تا كي؟ تا كجا؟ چه جوري؟؟؟؟؟؟

همه چيز بسه.

آهاي آدما!!!!! چه جوري مي تونيد اينقدر راحت زندگي كنيد؟ خوش به حالتون... به من هم ياد بديد... ياد بديد چه طوري زندگي كنم؟؟ به من هم ياد بديد... خواهش مي كنم...

خدايا چگونه زيستن را به من نياموختي... هم اكنون در حال مردنم...

 
كمك— ديگه از تو كمك نمي خوام.... يادته چقدر دستمو به سمتت دراز كردم؟ اونوقت تو با پررويي تمام دستمو گرفتي... اما در همون لحظه دست يه نفر ديگه هم در دستت بود...


كمك--- ديگه از تو كمك نمي خوام.... خيانت.....خيانت.....خيانت.....

 
كمك--- اين دفعه از يكي ديگه كمك مي خوام.....كمك...

 
كمك--- خدايا كمكم كن.....چقدر مرگ خوبه...مرگ يه نعمته...خدايا اين نعمت رو براي من بفرست...


كمك--- خدايا كمكم كن.....تا كجا؟ تا كي؟ تحمل اندازه اي داره...چرا من هميشه يادم ميره كه...


كمك--- خدايا كمكم كن.....اشتباهي كه همه عمر پشيمانم از آن...اعتماديست كه بر مردم دنيا كردم...

 
كمك--- خدايا كمكم كن.....چقدر من ساده ام...چقدر احمقم...

 
كمك--- خدايا كمكم كن.....ديگه طاقتم تموم شده...خدايا نمي خوام ديگه اينجا باشم...

 
كمك--- خدايا كمكم كن.....خدايا ازت ممنونم كه بعضي وقتها واقعيات رو بهم يادآوري مي كني تا فراموششون نكنم... اما ديگه نمي تونم با اين واقعيات كنار بيام...


خيلي سخته يه حقيقت تلخ رو فراموش كني و بعد دوباره بهت يادآوري بشه...چرا يادم نمي مونه؟ چرا شماها يادآوريم نمي كنيد؟