وقفه...
یه عذر خواهی بدهکارم که این روزا وقت نمی کنم بیام به همه سر بزنم اما همه میان و منت میذارن. دست شما درد نکنه. یکی هم مثل من این روزا نمی تونه بیاد آپ کنه و گفته بود برای شما که خوب شده یه مدت از دست نوشته های من راحت شدید. اما من می دونم که شماها چقدر دلتون برای داستان من تنگ شده
و هر لحظه انتظار می کشید تا قسمت بعدیش رو بذارم
. توروخدا ناراحت نباشید. من چهارشنبه تحویل کار دارم قول میدم پنج شنبه قسمت ۱۲ رو بذارم. قول قول. خواهش می کنم تا اون روز طاقت بیارید. بر می گردم..........حتماْ.
+ نوشته شده در جمعه ۳۱ تیر ۱۳۸۴ ساعت 2:34 توسط من
|